
ذره ی از خدا را زمانی احساس کردم
که محبت بی درنگ وبی چشم داشت مادر را دیدم
وقتی که بدون هیچ میزانی محبتش را نثار روح من کرد
تا برزگ شود منی که کوچک آفریده شده بود
روز مادر روز فرشته های روی زمین به همه مامانای گل مبارک
|
ذره ی از خدا را زمانی احساس کردم که محبت بی درنگ وبی چشم داشت مادر را دیدم وقتی که بدون هیچ میزانی محبتش را نثار روح من کرد تا برزگ شود منی که کوچک آفریده شده بود روز مادر روز فرشته های روی زمین به همه مامانای گل مبارک جمعه 22 اردیبهشت139114:11به قلم: مامان پويا ™
آمد بهار و گل شد و نوروز هم گذشت گرد سرت نگشتم و امروز هم گذشت نوروز امسال هم گذشت و تمام شد، سال جدید را هم خوب " تحویل " گرفتیم. بهار آمد! و تکاپوی چندین هفتگی همه را به نتیجه رساند! دلم برای ماهی کوچک تُنگ بلوری میسوخت. همه چشم دوخته بودند تا سبزه سفره هفت سینشان به اندازهی کافی رشد کند، آنقدر که بشود چند کیلومتری آنها را در روی کاپوت یا روی صندوق عقب ماشینهایشان به همراه خودشان به سیزده بدر ببرند. خیلیها هم، نگران مرغوب بودن سنجد و سیر و سمنو سفره عیدشان بودند.
اما خیلی زود . . . ماهی دلتنگ تُنگ بلور، جان داد و سنجد و سیر هفتسین پوسید و سمنو خراب شد و سبزههای زرد و رنگپریده بر آسفالتهای جادههای بیرون شهر و حتی خیابانهای نزديك خانه هايمان دور انداخته شد اینها که چیزی نیست شکوفههای درختان هم پژمرد ... به همین راحتی به همین سرعت ... امیدوارم که دلهایمان همیشه بهاری و تازه باقی بمونه. آمین!
پوياي گلم هفته اول عيد تهران بوديم و مشغول عيد ديدني وهفته دوم يه چند روزي رفتيم يزد. من و شما اولين بار بود كه به اين شهر تاريخي ميرفتيم. بابا حسين قبلا 5 سال اونجا درس خونده بود و هر چي ميگفت شهر قشنگيه من باور نميكردم. به شما حسابي خوش گذشت و كيف كردي .منم از اين شهر خيلي خوشم اومد آخه مامان عاشق اماكن تاريخي و باستانيه اردكان و مكانهاي تاريخيش شدم. الان ديگه مطمئنم كه رشته دانشگاهيمو اشتباه انتخاب كردم. من بايد باستانشناسي ميخوندم. ههههههههههه البته در اون صورت شما و بابايي ديگه مامانو نميديدين. آخه همش در حال اكتشاف و بازديد از اماكن تاريخي و .... بودم.
گل من اين دفعه مامان با يه عالمه عكس اومده. يعني حسابيييييييييييي تركوندماااااا!!!
عکسهای سال تحویل ۹۱ و آقا پسر خوشتیپ ما
تخم مرغهای هفت سینمونم کار آقا پویاس. ببینین پسر هنرمندم چه کرده!
چند تا ازعکسهای سفر به یزد رو (خیلی زیاد بودن از بینشون این چند تا رو گذاشتم)
ادامه مطلب پنجشنبه 24 فروردین139120:10به قلم: مامان پويا ™
باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروزسعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید
دوستان خوبم، هر سال شروع قصه ایست. قصه تان بی غصه باد.
پیشاپیش سال نو بر همگی مبارک
شنبه 27 اسفند139020:1به قلم: مامان پويا ™
پویای من،
گل را دوست دارم چون لطافت تو را دارد. دریا را دوست دارم چون وسعت نگاه چشمان تو را دارد. خورشید را دوست دارم چون ذره ای از گرمای عشق تو را دارد. زندگی و خوشبختی را دوست دارم چون تو تنها بهانه اش هستی . خدا را دوست دارم چون تو را به من هدیه کرد . عسل مامان زودتر از این نرسیدم بیام و عکسهای تولدی که تو خونه واست گرفته بودیم رو بزارم. پنجشنبه ۶ بهمن یه تولد خودمونی و کوچولو تو خونه واسه شما گلم گرفتیم خیلی زحمت کشیده بودن و کلی کادوهای خوشگل خوشگل هم بهت هدیه دادن مخصوص هم گرفتی. (یه ماشین شارژی خیلی خوشگل) البته خود هدیه دهنده که بعدا اسشمو میگم و یه سورپرایزه
عکسهای تولد ۳ سالگی گل من
فوت کردن شمع و بریدن کیک
دوستای خوبم فربد و نیکا
به به چه کادوهایی واسم آوردن. دست همگی درد نکنه
میز شام
اینجام دیگه آخر شبه و دارم بادکنکای تولدمو میترکونم. اینقدر خوشم اومده بود که نگو
طلايي ترين روزها،ارزاني نگاه مهربانت و هزار گل رز پيشكش قلب با صفايت ۱۲۰ ساله بشی نفس مامان
جمعه 28 بهمن139020:29به قلم: مامان پويا ™
می نویسم پسر خوبم سلام ابتدایش،این منم مامان تو می نویسم در شب میلاد تو زنده بادا تا ابد چشمان تو
پویای نازم، ۱۰۹۵ روز از اولين لحظه اي كه به آغوش كشيدمت مي گذرد. ۱۰۹۵ روز از نفس كشيدنت. از مادر شدنم. ۱۰۹۵ روز از لحظه اي كه طعم عاشق شدن رو دوباره چشيدم. ۱۰۹۵ روزي كه لحظه به لحظه اش شاهد رشدت بودم. شاهد اين همه تغيير. شاهد عظمت خلقت. ۱۰۹۵ روزي كه در هر لحظه اش خدا رو بخاطر دادنت و داشتنت شكر كردم و تو را به خودش سپردم كه حافظت باشه. پسر قشنگم، سه سال در کنار وجود شیرینت روزهامون رو عاشقانه سپری کردیم . در کنار تو که بی شک بهترین معلم و استاد هنر عشق ورزیدنی. عاشقانه دوستت داریم. سومین سال تولدت مبارک بزرگترین عشق کوچک من
امسال ۱۶ دیماه تولد دسته جمعی فرشته های نازنینو عجایب برگزار کردیم. حسابی جمعشون جمع بود و بازی و شیطونی کردن. مراسم خوبی بود. موزیک زنده رقص که بچه ها عاشقش شده بودن) و اهدای کادو ها رایگان با دستگاههای سرزمین عجایب. خلاصه که حسابی کیف کردن. ایشالا که فارغ التحصیلیشونو جشن بگیریم. اگه خدا بخواد اوایل بهمن ماه هم یه تولد کوچولو تو خونه واسه شازدمون میگیریم.
عکسهای ۳ سالگی گل پسری چه کلاه خوشگلی دارم من و دوستهای خوبم (آناشید، ویانا، آرمیتا،کامیار،پانیذ،مهریار،غزل) امیر علی، شایگان،سامان،پارمیدا و مبین تو این عکسها نیستن. کیک تولدمون
اینم شنگول که مشغول رقصیدن و بریدن کیکه و کلا اجرای مراسم تولده
به به چه کادوی خوشگلی گرفتم!
تولدم مبارک!
اینم عکسهای شب یلدا که مامانم الان گذاشته!!!! اینم یه عکس از کلاس حجم سازی. با ادویه های مختلف و چسب کاردستی درست کردم. اینجا هم رفته بودم آرایشگاه .فشن شدم اساسی!!
دوشنبه 26 دی13900:4به قلم: مامان پويا ™
|